پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

71

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

« بيهوش بر زمين افتد » ، همهء مراتب آسمانى ، از آسمان اوّل گرفته تا آسمان هفتم ، از برابر او گذشتند : بعضى موسى را ، به سبب اين جسارت بيحد او كه خواسته‌است خدا را ببيند ، سرزنش مىكنند ؛ بعضى با منظرهء وحشتناك خود بيم و هراس در دل او مىافكنند ؛ و بالأخره بعضى نيز با صداهاى دلربايى قدّس ناميرا ( agiosathanatos ) برايش مىخوانند . آن‌گاه موسى مىگويد : « خدايا ، من ايمان دارم كه تو پروردگار منى و يقين دارم كه هيچ‌كس نمىتواند تو را ببيند و زنده بماند . اگر ديدن فرشتگانت دلها را چنين مىربايد ، چه بس عظيم‌ترى تو ! » از تفسير مقاتل دربارهء واقعهء طور بجاست كه تفسير كلمهء كلامى در آيهء 144 اعراف را نيز بياوريم : قالَ يا مُوسى إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسالاتِي وَ بِكَلامِي ، كه بىگمان معنى آن اين‌است كه دو عنايتى كه نشانهء برگزيدن موسى است ، يكى رسالت او نزد فرعون است و ديگرى سخن گفتن خدا بااوست . ولى مقاتل دوبار تصريح‌مىكند كه اين كلام « من غير وحى » به موسى رسيد . معلوم نيست كه مقصود او از آن چيست . تعبير آن چندان روشن نيست . كلام غير وحى كدام است ، و در مقابل چه نوع كلامى به كار رفته است ؟ شايد بتوان در تفسير آيهء 51 سورهء شورى ، كه در آن قرآن تعريفى اجمالى از راههاى ارتباط خدا با انسان به‌دست مىدهد ، پاسخى يافت : وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا ( به هيچ بشرى اين‌امكان داده‌نشده‌است كه خدا جز به وحى يا از وراء پرده يا با فرستادن فرشته‌اى با او سخن گويد ) . مقاتل اين آيه را ، با جاىدادن در متن تاريخيش ، چنين تفسيرمىكند : « يهوديان به محمد ( ص ) گفتند : اگر راست مىگويى ، چرا با خدا سخن نمىگويى و چرا او را نمىبينى ، آن‌گونه كه موسى با خدا سخن گفت و او را ديد ؟ ما به تو ايمان نخواهيم‌آورد مگر وقتى كه خدا با تو نيز چنين كند . خدا به آنها پاسخ داد : وَ ما كانَ لِبَشَرٍ ، الى آخر » يعنى به هيچ پيامبرى اين امكان داده نشده است كه خدا با او سخن بگويد « جز به وحى » ، با شنيدن و دريافتن پيامبر ، يا « از وراء پرده » چنان كه ميان او و موسى واقع شد . « 65 » اگر اين متن را به معنى تحت اللفظى آن بگيريم ، به اين نتيجه مىرسيم كه از سه راهى كه خدا با پيامبران سخن مىگويد ، راه دوم مربوط به موسى است و در اين صورت تعبير « من غير وحى » به اين معنى خواهد بود كه خدا تنها « از وراء پرده » با موسى سخن گفته است . ولى اين مشكل را حل‌نمىكند ، زيرا موسى نيز « صدا را شنيده و دريافته‌است » ، بنابراين ، به او نيز اين امكان داده‌شده‌است كه خدا با او « به وحى » سخن بگويد . بايد توجه داشت كه پيچيدگى ناشى از خود متن قرآن است كه سخن « به وحى » را در تقابل با سخن « از وراء پرده » آورده

--> ( 65 ) . سومين طريقه ، يعنى ارسال پيام الهى ، اختصاص به محمد ( ص ) دارد كه كلام خدا را با واسطهء جبرئيل دريافت‌مىكرد .